أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

547

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

وردى آبى است كه از راهى به آنجا مىآيد كه به آن بازان « 1 » گفته مىشود . و نهايت آن در سمت جده ، شبيكه است . عرض آن هم از سمت كوهى است كه الان - يعنى در زمان وى - به آن كوه جِزَّل گفته مىشود و ازرقى آن را جبل الاحمر ناميده و مُشْرف بر كوه قُعَيقعان « 2 » است . آن را بدين سبب جزّل مىنامند كه طايفه‌اى از سپاه مسمّى به اين اسم ، در آنجا طبل مىنواختند . « 3 » چنين به نظر مىآيد كه ديوارى كه قتاده در حوالى قرن ششم بنا كرد ، در زمان قطبى نبوده است ، چرا كه وى مىگويد مكهء زمان وى ، سورى ندارد . سپس اشاره مىكند كه شهر در زمان وى آباد شده است ، اين بعد از آنى است كه وى در دوران كودكى خود شاهد آن بوده است كه حرم ومطاف ، خالى از جمعيت بوده است . قاعدتاً دوران طفوليت او در روزگار سلطان سليم بود . سپس مىافزايد : يك پيرمرد راستگو از اهل مكه به او گفته است : شاهدِ آهوانى بوده كه از كوه ابو قبيس به سمت صفا آمده ، داخل مسجد مىشدند و باز مىگشتند ، چرا كه كسى در مسجد نبوده است . و مىگويد كه در وقت ظهر ، بازار مسعى ، خالى از فروشنده بوده است و ديده است كه قافله‌ها با بار خود از بجيله مىآمدند و كسانى را نمىيافتند تا متاعشان را بخرند . آن زمان به خاطر كمى جمعيت قيمت‌ها بسيار پايين و درهم بسيار ارزشمند بوده است . اين مطالبى است كه قطبى از آن پيرمرد نقل كرده و من بعيد نمىدانم كه آن پير اواخر دوران چراكسه را به خاطر دارد . پس از آن قطبى مىگويد : اما در روزگار ما ، مردم فراوان و رزق و روزى هم بسيار گسترده است . « 4 » جيرهء سالانهء گندم ترديدى نداريم كه يكى از منابع عمدهء گسترش رزق و روزى در مكه ، جيرهء گندمى بود كه سلطان سليم در حجمى بسيار وسيع و فراوان به صورت سالانه ارسال كرده ، ميان

--> ( 1 ) . شايد ورودى چاه را بازان مىگفتند و اين به خاطر مهندس آن يا بانى آن است كه نامش بازان بوده است . ( 2 ) . ياقوت مىگويد كه جبل احمر همان قعيقعان است ؛ يعنى همان كوهى كه قلعهء هندى روى آن ساخته شده است . ( 3 ) . الإعلام بأعلام بيت اللَّه الحرام ، صص 39 و 43 . ( 4 ) . همان ، صص 40 - 41 .